اما نسل دوم نویسندگان پناه آورده به این رسانه، تعدادی از نویسندگان و اهل ادبیات داخل ایران بودند که البته با فاصله زمانی زیادی از طیف نخست، وبلاگ را شناختند و از مزیت های آن آگاه شدند. شاعر یا داستان نویسی که نهایت استقبال از اثر خود را رسیدن به چاپ دوم یعنی فروش ۳ هزار نسخه از کتابش می دید، این بار با امکان تازه ای روبرو می شد که به او امکان ارتباط روزانه با صدها نفر از کسانی را می داد که در سراسر دنیا می توانستند درباره دغدغه های مشترکشان به بحث بنشینند. ورود سیل شاعران و نویسندگانی که از جناح های گوناگون ادبی به یکباره به فضای مجازی هجوم آوردند، را می توان این گونه تحلیل کرد.
این بار گفتگوهای ادبی بجای آنکه در جلسات ادبی در بسته با حضور نهایتا
۴۰ یا ۵۰ نفر شکل گیرد، در وبلاگ ها و کامنت ها جریان می یافت. آنان رسانه ای را یافته بودند که تا پیش از این حتی تصورش را نمی کردند.
نسل سوم این محذوفان فکری اما، با فاصله ای بیشتر به این جمع وارد شدند. طیف شناخته شده تر نویسندگان مهاجر و به همراه آنان، کسانی که به تازگی از ایران مهاجرت کرده بودند. آنها بودند که سعی می کردند با راه اندازی رسانه های تازه و حلقه های آشنایی روی وب، یاد روزهای پیشین را زنده کنند. راه اندازی گردون ادبی، با سبک و سیاق یک وبلاگ توسط عباس معروفی، را باید در همین راستا ارزیابی کرد. این نویسندگان نسل سوم، در حالی به فضای وب روی آورده اند که وبلاگ نویسی فارسی رفته رفته به دومین سالگرد تولد خود نزدیک می شود. می توان منتظر ماند و نظاره گر رخدادهای غیر قابل پیش بینی این آیینه های شخصی فردیت های کمتر بیان شده قشر فرهنگی ایرانی ماند.
● محذوفان اجتماعی
محذوفان اما تنها، روشنفکران و نویسندگان نیستند. لایه های اجتماعی حذف شده از معادلات رسانه ای، چه آنان که از طبقات فرادست اجتماع می آیند یا آنان که از طبقات فرودست می آیند همه و همه گروه های بدون رسانه ای هستند که می کوشند از این طریق زمزمه های خود را بیان کرده و مخاطبینی آشنا بیابند. از این روست که می توان وبلاگ را رسانه کسانی دانست که سخنگاهی برای بیان سخنان خود نمی یابند.
اینان، انزوای خود را توسط خطوط اینترنت، و بصورت ناشناس با اجتماع تقسیم می کنند.
اگر موسیقی مورد توجه این جوانان، تفریحاتشان، پرسه زدن در شهر و یا گذراندن ساعتی از شب در فست فود های تهران در رسانه های رسمی ایرانی، مورد بی توجهی، و حتی گاهی مورد سرزنش قرار می گیرد، شاید دغدغه مهم نویسندگانش باشد. از نظر آنها چگونگی فضای یک بازارچه خیریه در یکی از مناطق شمالی شهر، یا برگزاری یک کنسرت بیش از آنچه در رسانه های بزرگ به آن پرداخته می شود ارزش خبری دارد. از این روست که می کوشند این گونه اتفاقات را در صفحات شخصی خود بازتاب دهند. اینان که انعکاس دغدغه های خود را مقالاتش را همیشه کنج تحریریه، روی کاغذهای کاهی چرک نویس می نوشت ، اما چند وقتی است انگشتانش بجای خودکار، دکمه های کیبورد را تجربه می کنند.
روزنامه نگاری که حالا دیگر مدتی است چشم از مانیتور کامپیوتر برنمی دارد.
در رسانه های رسمی نمی یابند، درگیری های روزانه خود را چنان موجه می بینند که از افشای راز های روزمرگی خود، نمی هراسند. این طبقه بی رسانه، هرچه مطالبات خود را ناگفتنی تر می بیند، بیشتر به وبلاگ های بی نام و نشان پناه می برند و استفاده از نام مستعار را یک ضرورت برای فعالیت در فضای مجازی وب فارسی می دانند. در کنار این طیف از وبلاگ نویسان ایرانی، طیفی دیگر به فعالیت مشغولند که حتی در دنیای مجازی هم مامنی برای بیان ناگفته های خویش نمی بینند، گروه های مطرود اجتماعی، نظیر معتادان و منحرفان اخلاقی دو گروه از این وبلاگ نویسان فارسی هستند که همواره پشت نامی مستعار پنهان می شوند، آنان هم می خواهند از پیگرد قانونی نوشته هایشان در امان باشند و هم ترس از دست رفتن آبروی خود در جامعه را دلیل فعالیت مخفی خود می دانند. این طیف، برخلاف گروه پیشین برای خود حقانیتی قائل نیستند و یا دچار عذاب وجدانند یا در کوشش برای رفع مشکلاتشانند. گاه این تلاش ها برای رهایی با موانع تازه ای مواجه می شوند که جلوی فعالیت آنها را می گیرد. به عنوان مثال چندی پیش یکی از منحرفان اخلافی، که مدعی بود تلاش برای رهایی از معضلی را آغاز کرده ، با مطرح شدن نام وبلاگش در رسانه های جهانی و ایجاد برخی حساسیت ها، فضای وبلاگش را بر روی سایت سرویس دهنده ایرانی از دست داد. استقبال خوب مخاطبان از این وبلاگ ها، به دلیل کنجکاوی بیش از حد افکار عمومی از مسائل بی پناه ترین افراد جامعه،زمینه هایی برای سوء استفاده هایی را از سوی افرادی که عطش مطرح شدن و جذب مخاطب دارند، فراهم کرده است.
اگرچه شاید محذوفان رسانه ای از هر گونه و طیفی، می توانستند استفاده مناسب و خوبی از این امکان تازه به وجود آمده ببرند، اما تاکنون، پس از گذشت
۲ سال از وبلاگ نویسی فارسی، هنوز شاهد اتفاق ویژه ای برای تولد رسانه های قدرتمندی از سوی آنان نبوده ایم. با تولد وبلاگ نویسی فارسی در خلاء مطبوعاتی سال ۸۰، مخاطب ایرانی برای مدتی هرچند کوتاه شاهد پدید آمدن هزاران رسانه بدون محدودیت شد.
با مرور این اتفاقات، بیش از همه حقانیت سخنان احمد بورقانی معاون مطبوعاتی وقت وزارت ارشاد، در گفتگو با خبرنگاران جوان روزنامه آفتاب امروز سال
۱۳۷۷ثابت می شود که در رابطه با توقیف برخی مطبوعات ایرانی، گفته بود در حالی که هر ایرانی می تواند در خانه بنشیند و برای نشریه الکترونیکی خود، هزاران خواننده بیابد، سخن گفتن از لزوم کسب مجوز روزنامه و توقیف آن محلی از اعراب ندارد. امروز این پیش بینی به حقیقت پیوسته، بیش از ده هزار بلاگر ایرانی، تنها درسایت پرشین بلاگ که یک پایگاه خدمات دهنده فارسی برای ساخت وبلاگ است ثبت نام کرده است.

منبع:

مرکز توسعه و تبادل دانش فناوری اطلاعات